تبليغاتX
رویا شرقی
تو که نوشم نئی نیشم چرایی نمک پاش دلم ریشم چرایی

                                            

                              

                 میلاد با سعادت پیامبر اکرم (ص)

     و امام جعفر صادق(ع) 

               مبارک باد

                                        

                                                                 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:45  توسط دختر مشرقی | 

سلام دوستان .....

مدت طولا نی که می خواستم در مورد عشق مطلبی رو بنویسم ، واینکه آیا عشق وجود داره

یا افسانه است ؟ ولی به نظرم اومد که مطلب زیر که یکی از نوشته های جبران است را در

این پست قرار بدم......می دونم طولانی ولی باور کنید ارزش خوندنش و

داره.......سوال های مطرح شده در متن ذهن منو خیلی به خودش جلب کرده اگه می تونید

جواب بدید.

دهانم رابا آتش مقدس طهارت دادم تا درباره ی عشق سخن بگویم اما چون دهان گوشودم

مرا لال یافتید.

من پیش ازآنکه عشق را بشناسم سروده هایش را زیر لب زمزمه کردم وچون آنرا شناختم

واژه در دهانم سنگینی کردند وآن در سینه ام خاموش گردید. مردم درباره ی شگفتی های

عشق از من پرسیده بودند و من با آنان سخن می گفتم اما اکنون نوبت من

است که درباره ی عشق از شما بپرسم آیا در میان

شما کسی هست که پاسخ مرا بدهد واز حال خود

خبر کند؟

آیا در میان شما کسی هست که بتواند قلب مرا به قلبم تبیین کند وروحم را به روحم نشان

دهد؟

مرا آگاه کنید!

این چه آتشی است که درسینه ام می سوزد واین چه دستان پنهانی است که روح مرا در

تنهایی می گیرد و شرابی آمیخته از تلخی لذت و شیرینی درد ها در دهانم می ریزد؟

بالهایی که در آرامش شب در اطراف من پرواز در می آیند، چیستند؟

من شب رازنده داری می کنم و به چیزهاییکه نمی شنوم گوش فرا می دهم و به چیز هایی

رااحساس می کنم که درکش نمی توانم کرد واندوهگین می شوم زیرااندوه برای من از

شادی وسرور با ارزش تراست من خود را تسلیم قدرتی کردم که تا هنگام طلوع خورشید مرا

می میراندو زنده می کند و میراند وزنده می کند وزمانی که پرتو نور در گوشه و کنار اتاقم پر

می وند ،به خواب می روم درحالی که سایه های بیداری درمیان پلکهای پژمرد ه ام به حر کت

در نمی آیند.

مرا از عشق آگاه کنید!

ازاین راز پنهان و مخفی در پشتر زمانهای بسیار دور.

ازاندیشه ی مطلق که علت همه ئ راه حلهاست!

هوشیاری وبیداری که از مرگ و زندگی رویا می بافند تا از زندگی شگفت انگیز تر واز مرگ

ژرفترباشد!

مردم ! مرا از اینها آگاه کنید !

آیا در میان شما کسی هست که انگشتان عشق روح او را لمس کرده باشند؟

آیا در میان شما کسی هست که چون دلداده اش او را بخواند ،پدر و مادر خود را ترک کند؟

آیا در میان شما کسی هست که ازدریاها وبیابانها و کوهها ودرهها نگذرد و دنبال معشوق

جانش نرود؟

کدامین جوان می تواند تا دور دست ترین مکانها به دنبال قلبش نرود در حالی که معشوقه ای

درآن دور دستها داشته باشد؟

کدامین انسانی است که خود را در برابر اله اش همچون عود نسوزاند؟

دیروز در آستانه معبد ایستادم تا در باره ئ اسرار و مزایای عشق از رهگذران بپرسم.

پیر مرد خمیده از کنار م گذشت وگفت:

عشق یک غریزی ست که انسان از نخستین به ارث برده ایم .

جوانی تنومند از کنارم گذشت و با شادی گفت:

عشق ارادهایی است که در نهاد ما قرار دارد و آینده ی ما را با گذشته ی نسلها پیوند می دهد

زنی اندوهگین از کنارم گذشت وگفت:

عشق زهر کشنده ایی است،مارهای سیاهی که در غارها ی دوزخ بسر می برند و زهر خود

رادر فضا منتشر می کنند تا به صورت قطره های شبنم فرود آیند وجان های تشنه را اندکی

مست آنگاه یک سال ، هوشیار و سپس تا ابد بکشند !

دوشیزه ای با گونهایی سرخ از کنارم گذشت و لبخند زنان گفت:

عشق چشمه ی جوشانی است عروسان فجر آن را بر جانها ی تنومند جاری می کنند تا در

برابرستارگان شب ساکن شوند ودر برابر خورشید شناور باشند.

مردی سیاه پوش با ریشی بلند از کنارم گذشت و با اندوه گفت :

عشق یک جهل کور است که با آغاز جوانی آغاز می شود و با پایان آن پایان می یابد

مردی با چهره گشاده از کنارم گذشت و با خوشحالی گفت:

عشق حکمت آسمانی است .دیدگانمان را روشن می کند تا مانند خدایان بنگریم.

پیرمرد ی سالخورده وکمر خمیده از کنارم گذشت ودر حالیکه می لرزید و پای خود را با زور

می کشید گفت:

عشق،راحتی جسم درآرامش گور وسلامتی نفس در درون ابدیت است.

کودکی پنج ساله از کنارم گذشت و خندهکنان فریاد زد وگفت :

عشق پدر ومادر من هستند .هیچ کسی به اندازه ی آن عشق را نمی شناسد

و چون شب فرا رسید و عبور رهگذران متوقف شد ، صداییی از درون معبد شنیدم که می گفت :

زندگی دو قسم است :

نیمی از آن جامد ونیم دیگر شعله ور وعشق آن نیمه ئ شعله ور است.

به درون معبد رفتم وبه سجده افتادم ودر راز ونیاز خود چنین گفتم:

پروردگارا !

مرا طعمه مقدس عشق قرار ده !

آمین

خلاصه ایی از :در آستانه ئ معبد-جبران خلیل جبران

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:17  توسط دختر مشرقی | 
 

 

عید بزرگ ولایت و امامت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی

                            فرجه الشریف مبارک باد

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه ئ تلاش واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلهای ناامید

مثل دیدن ستاره توشب های نا پدید

چه غریبونه گذشتن جمعه های سوت وکور

هنوزم ما نرسیدیم ای تجلی ظهور

با توام با تو که گفتی تکیه گاه عاشق هایی

می دونم یک دنیای نوری، ساده ایی بی انتهایی

مثل دیدن ستاره توشب های نا پدید

عمری دلم گرفته گله دارم از جدایی

غایب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی

مثل لالایی بارون تو کویر بی صدایی

تو همون عشقی می دونم،ناجی فاصله هایی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه تلاش واسعه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلهای ناامید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 23:49  توسط دختر مشرقی | 

سلام دوستان گلم ،سال نو شما مبارک ،دلم برای همتون تنگ شده بود .انشالله که تعطیلات

خوبی را پشت سر گذاشته باشید. شروع سال برای من یکی که متفاوت تراز سالهای قبل بود.

من به اتفاق خانواده ام امسال سال تحویل در آرامگاه شیخان قم بودیم فضایی متفاوت با

حالی متفاوتر ازسالهای قبل،(بطورکلی سالهای قبل برای من لحظه سال تحویل با قبل از اون

هیچ تفاوتی نداشت ،از اینکه بشینم ودعا کنم.....) مسافرت امسال من هم با بیماری شروع

شد،بقول مامان تب سفر دارم یاهمون آلرژی، قبلا این بیماری موقع امتحانات به سراغم می

اومد ولی یک دوسالی میشه موقع مسافرت نوروزی بسراغم می آد خدا برای هیچ بنی

بشری نیاره بهر حال با تزریق آمپولهای مسکن حالم بهترشدگرچه قرار نبود به مسافرت برم

دقیقا دقیقه نود و نیم ساعت به حرکت گفتم می آم چون می دونستم اگه نرم دپرس دپرس

می شم .....امسال خیلی جا ها رفتیم ،داداشیم می گفت برای سالهای بعد هم جایی بزارید

ولی آنچه که که بیشترازهمه به چشم می خورد مهمان نوازی وخونگرمی هموطن های

خوبم در یکایک شهرهایی که اقامت کردیم بود. ولی اون چیزی که بیشترازهمه من وبه

خودش جلب کرده بود جاذبه های طبیعی بود.کاشان و معماری زیبای خانه های

تاریخی ...نیاسر ، گلاب گیری وشکوفه های درختان که زیبایی دوچندانی رو به آن داده بودو

آبشار زیبا وپیمودن ۳۰۰پله ورفتن بالای آبشار وبعدش بفهمی راحت با ماشینم می تونستی

خودتو به او بالا برسونی.......اصفهان نصف جهان.....همه از جاذبه های

این شهر تاریخی به خوبی آگاهند.....از اصفهان فقط منار جنبان شو بگم که وقتی قرار شده

اون آقا که مسوول تکان دادن مناره بود کارش تموم شده ....صدای همه شنیده می شد که

می گفتند ای بابا همین اینگاری همه انتظار داشتن مثل یک زلزله 5 ریشتری تکون

بخوره ....عجبا....نمی دونید چقدر لذت بخش بود در بیابانی قدم می زدی که برف بر روش

نشسته بود و می تونستی برف و گوله کنی و با هاش بازی کنی....وقتی خورشید زیر ابر می

رفت وبعد چند دقیقه از زیرابر بیرون می اومد عجب ابهتی پیدا می کرد.....بزرگی وعظمت بر

وجود آدمی غلبه می کرد.....جاده آباده- شیرازوبرگزاری جشنواره عشایر - و به گوش رسیدن

نوای محلی و فروش محصولات،از موارد جالب در کناریکی از چادر ها نوشته ای نصب شده

بود تحت این عنوان :

"انرژی هسته ای حق مسلم ماست"

پاسارگارد قدمت 2500....وتخت سنگ های عظیم که بدون بکار بردن هیچ گونه مصالح بر روی

یکدیگرقرار داده شده اند......مرودشت ،عظمت وشکوه تخت جمشید ......وهزاران سوال در

ذهن من .......بهر حال هرکسی که علاقه مند این مجموعه رو بطور کامل ببینه یکسر ی به

موزه لور پاریس بزنه.

آدم به این عظمت به خودش می باله ولی اگه کمی بیشتر فکر می کنی این جمله به ذهنت

می آد :هرگز کاخی ساخته نمی شود مگر اینکه حق مظلومی خورده شود.

اونوقت که از کتیبه: خشایار" خندت می گیره....که از عدالت حرف می زنه

برنامه نور و صدا رو تعریفشو خیلی شنیدم ولی متاسفانه اجراش 7 شب بود .........

با دیدن نقش رستم ....اونچه که به ذهن من می رسه اینه که آدم اگه بخواد می تونه

نامشودر تاریخ جاودانه کنه بابا اینا کی بودن دیگه برای جاودانه کردن اسمشون چه کارهایی و

نکردن......شیراز ......با شنیدن شیراز من ناخود آگاه بیاد کریم خان زند می افتم.....وکیل

الرعیا.........ولی چه ارگی داشت.........که بعد ها در دوره پهلوی به عنوان زندان ازآن استفاده

می شدلابد بعضی ها میگن شیراز و حافظ ش........هرکسی گفته راست گفته...سعدی هم

که جای خودشوداره میگما خوش بحالشون .....کلی فاتحه نصیبشون میشه تازشم باید یک

پولی بدی تا بتونی سرمزارشونم بری .(چشمک) باغ های شیرازم هر کدوم زیبایی خودشون

داشتند......ابرکوه،سرو 5000 ساله (4500 ساله) آه ای سرو شاهد و گواه زنده تاریخ ....... آه

از نهانت بلند میشه وقتی یادگاری هایی رو که بر پیکر این پیر تاریخ هک شده رو می

بینی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جاده مواج ابرکوه - تفت که در عین رعب وحشت منظر کوهستانی زیبایی خاصی رو به اون

داده اندو کوه عقابی شکل ،که پیکر تراش ماهری و رو می طلبه و اون جزئ ذات حق تعالی

نیست یزد شهر بادگیرها،اینو بگم در طول سفر یکی از تفریحات من این بود که شناسایی پلاک

های ما شین هاواینکه کدوم عدد متعلق به کدوم شهر ....مثلا 54 برای یزد----13 برای

اصفهان---63 برای شیرازو...

شام به اتفاق یکی از دوستان منزل یکی ازآشنا ها که بر حسب یک اتفاقی آقای پدر کاری و

براشونانجام داده بود(در یزد) دعوت بودیم قرار بر این شد ما پشت ماشین دوستمون حرکت

کنیم در بین مسیر چشم منو خواهرم به یک مزدا سواری مشکی که دو رقم آخرش نشون

می داد که بله ما باید همشهری باشیم همین باعث شد که از دوستمون غافل شدیم ...نزدیک

مزدا شدیم که خواهر خانومی برگشت گفت:باباشما دنبال آقای مومنی داری میری یا

مزدا .....ما نه به مزدا رسیدیم وهمین که دوستمون هم گم کردیم بهر حال بعدی کلی ماجرا

که در صبر وحوصله وبلاگ نیست همدیگرو پیدا کردیم.

مشاهده ایستگاههای صلواتی در بین جاده( نایین به بادرود ) به مناسبت رحلت پیامبر ........

بادرود و آقا علی عباس(برادر امام رضا) از اون جا هایی بود که من برای بار اول به اونجا رفته

بودم در مسیر بادرود تا امامزاده آقا علی عباس آنچه که نظر آدم به خودش جلب می کرد یک

نوار طولی چندکیلیومتری از درختان کاج ودور تا دور بیابان که که در طرح بیابان زدایی قرار   

گرفته بود .

باران بهاری علاوه بر معطر کردن خاک و زیبایی خاصی به فضای اطراف داده بود.آنچه آشکار

است زیبایی گوشه، گوشه ئ کشور مون که در نوع خود منحصر به فرد کمتر کشوری رو می

شه پیدا کرد که به این شکل تنوع آب وهوایی رو مشاهده کرد.من خودم در این سفر از بارو ن

گرفته تا برف و تگرگ وباد وگرما رو مشاهده کردم .ولی آنچه که بنظر می رسه اینه که با ید در

حفظ و نگهداری آثار وتمدن به جا مانده کوشید.یادمه در تخت جمشید در نزدیکی موزه تعدادی

ازپایه های ستون در گوشه ای قرارداده بودن متاسفانه بعضی به عنوان چهار پایه برای رفع

خستگی استفاده می کردن حیف به خدا!

بقول یکی از دوستان دیدن زیادی دارند!! ولش کردن و گذاشتند بیرون!!!!!!!!!

بااینکه سعی کردم خیلی کلی مشاهداتم بیان کنم واز بسیاری از موارد صرف نظر کردم بازم

نوشته هام واین پست طولانی شد.

انشالله که سالی پر خیر و پر برکت وتوام با موفقیت را در پیش رو داشته باشید وبه آرزوهای

زیباتون دست پیدا کنید. التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 0:19  توسط دختر مشرقی | 
 
رویاهای شرقی به جا مانده
آدرس الکترونیکی دخترمشرقی
رویا های شرقی به صندوق سپرده شده
درباره وبلاگ
شخصی گفت:می خواهم خدا را ببینم .به او گفتم اگر به تو خدا را نشان بدهم ،لجاجت نمیکنی؟گفت :نه.گفتم به قانون"عمل وعکس العمل "توجه کن،قطعادر پشت پرده خبری
است که وقتی نواختی خواهند نواخت.
*مرحوم استاد علامه محمد تقی جعفری


سلام ،دوستان مهربان ، به سرای دختر مشرقی خوش آمدید. بروز رسانی های وسط هفته وبلاگ رویا شرقی شامل مناجات و ترانه یا قطعات ادبی می باشد. وفقط مطالب بروز شده روز جمعه فقط مد نظر برای نظر خواهی می باشد به همین علت است که نظرات وسط هفته غیر فعال می باشد.عطر گل یاس بدرقه را ه شما مهربان دوستان .........التماس دعا



پیوندهای روزانه
گلبانو××
غربت
همنفس××
تخریبچی دوران××
نگو من نگو تو فقط بگو من وتو
گره گم
خسته تر از همیشه
شور زندگی
دنیای فوتبال
جنون عشق
BOLODZER BOYS
آرال کامپیوتر
حمیدرضا جون "عشق"
ما سمپادی ها...
کالسکه نقره ای
نوشته های خزان وزرد
فستیوال
گفتمان
مسافر
مسافر دیار واهی
اسپانیش گیتار
کلوب
عشق تو یک نگاه:فقط سکوت
وبلاگ کامپیوتر تخصصی به فارسی
\\\ پسر ...... جهنمی ...... رشت ///
مرواریدی در خلیج همیشه نیلگون فارس
حرفهای خودمانی
پیک محبت
وبلاگ مازیار گیلانی
سیب زمینی
برای تو فقط به خاطر عشق تو
پسر مشرقی
گاهواره
سوداگرانه
حتی اگر"بهار "نیاید
عشق
اهدا عضو
اصالت
عشق رویایی من
عشق.دوستی .محبت
رویا خیال
قصه های هزار و یک شب
رویا بارون خورده
آریامهر
گلسرخ
قاتی پاتی
بهنمیر بلاگ
آبی تراز آسمون
کاخ تنهایی من
عشق گمشده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
آوای شمال
گناه مقدس
چشمه نور(من ومامان)
آوای دل(وبلاگ خودم و ساکنین کوچه اقا قیا )
همسایه
شب گریه
خاطره نبشته های یک دختر
شاهد عشق
عشق ماندگار
زندگی
من در سرزمین عجایب
مارمولک
چرت و پرت های با مزه
نمکپاش
خاله سوسكه
کلبه کوچک من
سیاره ناهید
غزل واره مرگ
جسد
ازامشب تا ابدبا همیم
حدیث تنهایی
قایم موشک
کلبه ی عشق
بـیـا ایـنـجـا هـمـه چـیـز هـسـت
یاد عشق
دریچه
خرابه رفیق
فصل نو
خفن حسام (پسر تنها)
2تا سوگلی
در فراق وطنم
زنجیر عشق
مکتب اصالت واژه
بلاتکلیف
کوه خاموش
عاشق بی معشوق
نوشته هایم برای تو
سینه ام قابی است از عکس های محبت تو
" رویای سبز گلبرگ "
مسافر ابدیت
روبینا یعنی عشق پاک
***(((عشق زیر سایه عقاب)))***
طوطيا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





تعدادافرادبازدید کننده. تعداد افراد بازديد کننده

افراد آنلاين:
 

طراح: حیسن شجاعی