![]() |
![]() |
|
| تو که نوشم نئی نیشم چرایی نمک پاش دلم ریشم چرایی |
|
آن چیزی که از این دنیا فهمیدم اینه که اگه تو کاری به دیگران نداشته باشی این دیگران هستند که بهت کار دارند .............گاهی باید قربانی عقده های آدما باشی. ......اگه کسی دوست نداره مجبور نیست این مطالب و بخونه.......من بارها این نکته رو در پست هام گفتم..................... بنظر منم هرکسی طبق چهار چوب و قوانین می تونه بنویسه و آزادی داشتهباشه یکی خوشش نمی آد نخونه .............بقول قدیمیا چهار دیواری اختیاری شاید برای خیلی ها ناراحتی من خند ه دار باشه .ولی واسه من خیلی ناراحتکننده بود.............همراه مامانم رفته بودم خونه همکارش یک مشکل اینترنتی داشت بهمین خاطر به نت وصل شدم و وبلاگ خودمو از طریق سرچ گوگل باز کردم باورم نمی شد فکرکردم یک وبلاگ دیگه ایی هم نام وبلاگ......بحدی شوکه شدم که همون لحظه وبلاگ بستم ............دیدم نه وبلاگ خودم بود............باورم نمی شد30 دقیقه قبل وبلاگم باز کرده بودم................بقول دوست مامان حالا چون اینجا بودی هک شد/چشمک..................مامان خانومی ناراحتی منو دیدگفت مطمئنم پسورد و بدست می آری ........دید من از رو نمی رم گفت:سایت پنتاگون هک شده بود،وبلاگ تودیگه............./این وبلاگ 11 ماه بود که یار و همراه تنهایی من بود می دونم آدم نباید به خیلی چیزادنیا دل ببنده......ولی الان اون زمانی نبودکه من از وبلاگم جداشم .آخه من هنوز بهش احتیاج داشتم........بهرحال می دونم بازم از این اتفاق هاممکن بیافته .........با اینکه از این کارفوق العاده بدم اومد تا حد انزجار با این وجوددوست ندارم یک کلمه ناسزا به هکر بدم چون بنظرم آدمی که ارزش نداره .....بهش ناسزا هم نباید گفت چون ارزش گفتن ناسزا رو هم نداره ولی امیدوارم سیستم امنیتی بلا گفابالا بره تا دیگه از این اتفا ق ها نیو فته فکر کنم مجبورم برم اطلاعاتی رو در رابطه باهک یاد بگیرم.........مثل اینکه گاهی مواقعاحتیاج میشه(البته نه برای هک کردن) چشمک ولی بعد نیست یک گروه تشکیل بشهتحت عنوان ضد هک که با این عمل مقابله کنند........................... با وجود دوستای خوبی مثل شما ها اینجا نمی شد یک جا دیگه دوباره می نوشتم این نوشته مخصوص یک چند نفری که بعدشون نیومد اینجا هک شد مخصو صا خواهری خودم که میگه چه می دونی عدو موجب خیر نشه/بهر حال از دوستایی که تو این24 ساعت اینجا اومدن من و باکامنت وآف وایمیل، دل گرمم کردن ممنونم ./اسمی نام نمی برم چون دو نفر و نمی شناسم ولی از همتون ممنونم راستی مامانم میگه چه جوری میشه آدم دست از این وبلاگ نویسی بر داره؟!البته یک بنده خدایی یک جوابی داد...................که پشت سرش آمینی داشت مامان جون فعلا به این راحتی ها نیست ......گرچه هفته قبل برای اولین بار با بی حوصلگی آپ کردم..........اینجا فقط از جهت سر گرمی برام نیست............... اونایی که متوجه نشدن که چرا سهراب میگه"تا شقایق هست زندگی باید کرد" مراجعه کنند به پست شقایق............. خداوندا ما را نيكي ده ، چه خواسته باشيمشان چه نه و بديها را از ما دور كن حتي اگر خود آنها را از تو بخواهيم التماس دعای فراوان................. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 0:6 توسط دختر مشرقی |
|
|
با تشکر از مدیر بلاگفا و همه دوستان عزیز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:57 توسط دختر مشرقی |
|
|
این پست واسه یادگاری نگه می دارم.........تا هم واسه خودم یادگاری بمونه هم اونایی که خبر ندارن چه اتفاق افتاده بدونن...................
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام ذوست من.من هیچ خضومتی باهات نداشتم.چون از این گونه مطالب بدم میاد هکت کردم و یک هشدار به سرویس بلاگفا که دیگه وبلاگهای منو فیلتر نکنه.اگه خیلی دوست داری به کارت ادامه بدی به من میل بزن تا پشتو بدم.بای mkhani70@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:39 توسط دختر مشرقی |
|
|
چرا سهراب سپهری میگه: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" این جمله برام نامفهومه؟؟!!
پی نوشت: قبل از اینکه این سوال و از شما ها بپرسم قبلا از چند نفر دیگه هم پرسیدم ولی نمی دونم چرا تو کلم فرو نمی رفت ولی خوب منم دلایل خودم و داشتم شقایقی شقایقی که تا به چینیش پر پر میشه.......اصلا شقایق نماد چی؟ عشق........ زندگی......... امید........ ولی با آپ کردن این مطلب همون شب جوابمو گرفتم دوستای گلم نه شقایق بقول شما gf سهراب بوده ...نه بخاطرزیبایی و عاشق بودنش............... نمی دونم تا حالا گل شقایق و دیدید یا چیدید کافی بچینیش ..گاهی همون لحظه یا چند دقیقه بعد پر پر میشه عمرش به یک روز هم کفاف نمی ده............... از نظر سهراب زندگی آنقدر با ارزش حتی به اندازه عمر کوتاه شقایق ..........یعنی باید امید به زندگی داشت وزندگی کردن و دوست داشت حتی به کوتاهی عمر شقایق باشه(درحد چند دقیقه) البته بعضی از دوستان اشاره کردن ...........دوست داشتم تا آخر هفته صبر کنم وببینم برداشت دیگر دوستان چیه.........(البته به نظر من)
طبق نظر یکی از دوستان که استاد دانشگاه در رشته ادبیات هستند: شقایق نماد عشق،تا زمانی که عشق ومحبت وجود داره زندگی هم ادامه داره عشق و محبت از بین بره زندگی هم از بین می ره............... با نظر بنده موافق نبودن؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 0:9 توسط دختر مشرقی |
|
|
پست،سمت،درجه و انسانهای غرق مقام...........نمی دونم آدمایی ودید که خدای نکرده اگه دکتر یا مهندس و...باشند وشما آنها را با القاب دکتر ومهندس صدا نکنید انگار بهشون بی احترامی کردید!!!!!!!!! چرا اینقدر مهم؟؟؟؟؟ مگه با بکار بردن آقای دکتر یا مهندس شخصیتشون بالا می ره؟یادمه دوران دانشگاه باید به استادی که PHD یا دکترا عمومی غیر تخصصی داشتند باید می گفتیجناب دکتر....استاد نباید می گفتی .............یک بار یکی از دانشجوها برگشت به یکی از این استاد هایی که دکتری عمومی داشت وتازه درمقطع PHD قبول شده بود غیر عمدی گفت جناب مهندس همچینروشو برگردوند....جواب دانشجو روهم نداد.......عجبا ولی از همه جالب تر ..............یادمه یک استاد بیوشیمی داشتیم تازه از آمریکا برگشته بود بقول خودش استاد دانشگاه کنت وچند جا دیگه بود برای خودش استاد جالب با ادا و رفتار های غیر متعارف ادعا داشت نمی تونه فارسی و خوب حرف بزنه.......... صداش می کردیم ممل آمریکایی(آخه اسمش محمد بود) دقیقا یادم نیست چند سالی آمریکا بود ولی می تونست فارسی حرف بزنه ولی مشکلش این بود که کلمات تخصصی رو نمی تونست به فارسی تبدیل کنه ولی این وبگم این واحدی رو که من با این استاد گذروندم برای ششمین بار بود که در واحد دانشگاهی ما تدریس می کرد هنوز برای بار ششم هم نمی تونست کلمات و به فارسی برگردونه........کلاس درس ما شباهت کلاس زبان تخصصی رو پیدا کرده بود البته عیبی نداشت خوب هم بود ولی یک مشکلی که بود اغلب برای این درس سه واحدیکلاس فوق العاده برگزار می کرد که تداخل ساعت با کلاس های دیگه می شد ( تازشم همین درس و برای ساعت قبلی ها هم بیان می کرد) یادمه در یکی از جلسات گفت :به من نگید استاد شما به منم می گید استاد به اون کسی هم که فوق لیسانس داره هم می گید استاد باید یک تفاوتی باشه بین کسی که PHD داره و.........اگه اینجوره به من نگید استادولی اگه طبق ضوابط بود این آقا، استاد که نبود که هیچ استادیار هم نبود
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:12 توسط دختر مشرقی |
|
|
به نام اول معلم عالم می رسی با دلی از عاطفه مثل بهار تخته را که پاک کردی آرام دستهایت را در غباری از گچی از مهر و وفا می شویی بر دل تخته سیاه می نویسی از روز، روشنایی ،آغاز و به هر گل ،هر غنچه هدیه ای می بخشی هدیه از خورشید ،روشنایی،پرواز شاعر؟ تقدیم به همه کسانی که به من کلمه ایی آموختن بویژه پدر و مادر خوبم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:41 توسط دختر مشرقی |
|
|
سلام ......از همه ئ شما مهربانان ممنونم که نوشته های وبلاگ ومی خونیددرمورد پست قبلی درجواب چند نفرازدوستان بگم من معمولا هروقت موضوعی به ذهنم خطورمی کنه یادداشت بر می دارم ومعمولا یک فایل پرازاین نوشته ها دارم.نوشته های وبلاگ همیشه شخصی نیست .وگاهی تحت تاثیراتفاق هایی که دراجتماعرخ می ده واین اتفاق ها بی تاثیر در ذهن من هم نیست.گاهی از این نوشته ها برای وبلاگم استفاده می کنم .پست این هفته از تاریخ گذشته نیست،گر چه فکر می کنم بعضی از اتفاق ها هر چند از زمان رخدادش بگذره ولی خواه وناخواه دوباره توسط من نباشه توسط یکی دیگه تازه میشه.درست مثل این پست : - همیشه هرچی و برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند - دوست نداری اون کار و انجام بده ! پس تو هم نبایدانجام بدی - چرا همیشه همه چیز باید یک طرفه باشه! - تو حساسی مطمئن باش اون حساس تر! - چرا خیلی از ما ها هر کاری و می خوایم انجام می دیم ولی خدا نکنه که طرف مقابل انجام بده........... - از دروغ بدت می آد ،خوب همه بدشون می آد....... خودت دروغ بگی اشکال نداره ،اما اون نباید دروغ بگه......... - باید بهت تعهد داشته باشه..........تعهد توپس چی میشه..... - چرا خیلی از ما ها همه چیز و برای خودمون می خوایم، منشائ اینها چیه....... - چرا در روابط امروزه صداقت داره کم رنگ میشه،و ارز ش هاشو از دست داده کاش ........کاش ....همه روابط بر مبنای صداقت بود و همه چیز و برای خودمون نمی خواستیم ودیگه من وجود نداشت بلکه ما بود التماس دعا فراوان............. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:5 توسط دختر مشرقی |
|
|
ازدرد نوشتن راحته؟! من خودمم هم نمی دونم، تو چی فکر می کنی ؟؟؟ این تازه اولش ......................از درد گوش کردن چی؟.....................میگه مسخره ست راست می گی درد ندیدی ،که به این میگی درد. ولی یک چیز دیگه هم هست.....................................قبول داری هر کسی از دید خودش حرف می زنه هر کسی دنیا خودشو داره،هر کسی هم دنیاش اندازه ایی داره یکی دنیاش بزرگ ، یکی هم دنیاش کوچیک بعضی از مشکلات ازدید ما به حدی خنده داره................ ولی برای اون بزرگترین درد که قابل......... شنیدید که میگن خوشی زیر دلش زده.............................تو چی می فهمی .................این در قبال مشکلات من مشکل نیست! تو مشکلات غرق شده بود........ بهم میگه چرا اینقدر اینا در زندگیشون بدی می آرند؟؟؟؟....................... گفتم این از دید منو تو، شاید بشه گفت ،گاهی وقتها خود آدما باعث بد بختی خودشون میشند چی بگم بهت........................................................ تو چی فکر می کنی ........................؟؟ خدا که بدی آدمو نمی خواد ............................................ نکنه این زمونه بازیش گرفته گرچه هزارو هزار دلیل میشه براش آورد.............................................................. بهتر به هم احترام بزاریم ........ ....برای عقاید هم ،برای درد های هم،برای مشکلاتهم......دردو دوا نمی تونیم بکنیم لا اقل می تونیم گوش بدیم بدون این که زخم زبون باشیم.......................................................................................... دختر مشرقی-دی 84 |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:2 توسط دختر مشرقی |
|
|
رویاهای شرقی به جا مانده آدرس الکترونیکی دخترمشرقی رویا های شرقی به صندوق سپرده شده |
| درباره وبلاگ |
شخصی گفت:می خواهم خدا را ببینم .به او گفتم اگر به تو خدا را نشان بدهم ،لجاجت نمیکنی؟گفت :نه.گفتم به قانون"عمل وعکس العمل "توجه کن،قطعادر پشت پرده خبری
است که وقتی نواختی خواهند نواخت. *مرحوم استاد علامه محمد تقی جعفری سلام ،دوستان مهربان ، به سرای دختر مشرقی خوش آمدید. بروز رسانی های وسط هفته وبلاگ رویا شرقی شامل مناجات و ترانه یا قطعات ادبی می باشد. وفقط مطالب بروز شده روز جمعه فقط مد نظر برای نظر خواهی می باشد به همین علت است که نظرات وسط هفته غیر فعال می باشد.عطر گل یاس بدرقه را ه شما مهربان دوستان .........التماس دعا |
|
RSS
|