![]() |
![]() |
|
| تو که نوشم نئی نیشم چرایی نمک پاش دلم ریشم چرایی |
|
نفرین .................!
گاهی وقتها، آدم از بدی که کسی درحقش می کنه شروع به نفرین کردن میکنه چون این جور موقع ها کاری که ازش بر نمی آد هفته قبل در مجله خوندم نفرین دو لبه داره
و نویسنده گفت :شما رو بخدا کسی را نفرین نکنید میگم اگه نفرین به حق باشه چی؟ بازم نفرین ممکن به آدم بر گرده؟! گرچه می دونم آدم همه امور را به خدا باید واگذار کنه بهر حال هیچ عملی در دنیا بی پاسخ نمی مونه این دنیا نشد آن دنیا ولی خوب ،آدمی دیگه........نمیشه عیب گرفت پی نوشت: آهنگ نفرین و زمینه وبلاگ گذاشتم ولی فقط تا آخر هفته ،بعدش حتما بر می دارم خواننده محسن چاووشی(حتما همه می دونند) ولی نفرین می کنه ها ، اونم از ته دل...........(این ترانه شاید قدیمی شده ولی هیچ وقت کهنه نمیشه........هیچ وقت) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:1 توسط دختر مشرقی |
|
عکس ها ی گرفته شده توسط دختر مشرقی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 17:29 توسط دختر مشرقی |
|
|
"رویا شرقی یکساله شد" تولدت مبارک با یکساله شدن وبلاگم تنها چیزی که به ذهنم آمد گذشت زمان بودو اینکه چه راحت برگه های عمرم دارند می گذرند.همیشه به این فکرمی کردم اینقدرقدرت وعمردارم که بتوانم وبلاگ ویکسال نگه دارم، این وبلا گ کمک بسیاری به من درشناخت،طرزفکروعقایدآدماکرد ومثل یک دوست برام بود که تنهایی های من و بعد ازجدایی ازدرس و دوستانم برام پرکرد بهرحال دراین یکساله باوبلاگ نویسهای خوبی آشنا شدم، آدمایی که با وجود عقاید واعتقادات مختلف بازم می آمدن وبلاگ ومی خواندن ، خیلی ازدوستان وبلاگ نویس دیگه نیستندولی حضورو یادشون همیشه سبز،اگه بخوام ازهمه کسانی که در این مدت یک ساله به رویا شرقی سرزدن و بامحبت های خودشون من وشرمنده کردن نام ببرم بی شک طوماری عظیم میشه وازطرفی می ترسم حافظه منو یاری نده و اسمی رو جا بزارم و آنوقت شرمنده شما دوستان خوبم شوم، ازهمه شما مهربانان ممنونم که به کلبه سبز من می آمدید وافکارو رویاها وذهنیات این دخترمشرق زمین و می خواندید ممنونم ازهمه دعا ها وآرزوهایی که درحق این خواهرکوچیک تون می کردید همواره باعث مسرت ودلگرمی من میشد.در آخر جا داره از خواهر گلم آوای شمال یک تشکر داشته باشم چون اون بود که وبلاگ رویا شرقی و ساخت.خواهری ممنونم، برات بهترینا را آرزو می کنم. "خدایا ! ای مهر بان ترین مهربانان، همه خواهر و برادر های خوب من و در پناه خودت قرار بده و همه رو در دشواری ها و خطرات زندگی مصون دار ودر مقابل مشکلات زندگی آنها را بی باک وشجاع گردان"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 0:5 توسط دختر مشرقی |
|
|
این پست بنا بر در خواست یکی از دوستان بروز شده: گذشته ها گذشته ....................این حرفی بود که بهش زده بودم . بحثی که می خوام امروز شروع کنم در مورد گذشته آدماست و بعضی از اتفاق های عاطفی که در گذشته
برای آدما رخ داده.......شما چی می گید! به نظر شما اگه آدمی قبلا با کسی بوده (gf یا bfداشته یا حتی
نامزد )حالا به هر جهتی بهم زده ،لزومی به مطرح کردن آن هست در حال حاضر آنچه که بیشتر دیده میشه
اینه که آقایون راحت اینگونه مسائل رو بازگو می کنند و دلیل این امر مبنی بر اعلام هر چه بیشتر صداقت
خود بیان می کنند.در صورتی که در جامعه مرد سالاری امروزه که همه چیز به نفع آقایون و اگه بدترین
کارو هم کرد باشه برای هیچ مردی عیب نیست.در صورتی که خانم ها یک جور ترس در جواب اینگونه
پرسش ها دارند، از لحاظ روحی این امر طبیعی است . نکنه بعد ها هزار نسبت افترا بهشون بسته
بشه .کافی یک سر به دادگاههای خانواده زده بشه زوج هایی که بشکل سنتی ازدواج کردن آقا هر چی از
دهنش در می آد نثار خانم می کنه ،همسر و مادر فرزند خود را به عنوان یک زن بد کاره معرفی می کنه
،همسری که از گل هم پاکتر، البته این اتفاق ها رو در افراد نسل جدید هم می بینیم که شامل تحصیل کرده ها
هم میشه چه بسا افراد تحصیل کرده و به اصطلاح روشن فکر در این موارد سبقت هم پیشه گرفتن، یا در
مورد از دواج هایی که دوران آشنایی قبل از ازدواج ( دوستی ) وجود داشت معمولا در دعواها کل روابط به
وسط کشیده میشه به مانند اینکه آره اگه تو دخترخوبی بود هیچ گاه با من بیرون نمی آمدی یا وهزاران حرف
مانند این وهزاران سوئ ظن یک جورایی همیشه یک جور ترس وجوددارد فقط یک چیزی نگید این جور
آدما نیستند ،در همه اقشار دیده میشند، بهر خواه وناخواه آدما فرهنگ خودشون دارند. ممنون میشم به تک تک سوالات زیر پاسخ دهی بشه : - آیا لزومی داره گذشته را بانفر جدید رادر میان گذاشته بشه؟ - اگه ازش پرسیده بشه باید واقعیت بگه ؟ -اگه نگه چی عدم صداقت خودشو نشون داده؟ - حالا چه تضمینی وجود داره با گفتن واقعیت شک و بد بینی بعد ها در زندگی بو جود نیاد؟ - براستی چگونه باید رفتار کرد که ارزش آدم کاسته نشه؟ - آیا با این حرف موافقید گذشته زمانی مهم که تاثیری در حال وآینده آدم داشته باشه؟ با تشکر از شمادختر مشرقی |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 0:38 توسط دختر مشرقی |
|
|
در این سرای خاموش یاد گرفتم با ترنم عشقی پاک به زیباترین شکل تو را بسرایم وقتی خالق دوست داشتن تو هستی به چه زبانی بگویم دوست دارم خدایا اندکی از عشق تو را با دنیا عوض نمی کنم آن را بر من ببخش |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 20:48 توسط دختر مشرقی |
|
|
روزی به ملا نصرالدین میگن چرا ازدواج نکردی؟ گفت می خواستم ازدواج کنم به دنبال انسا نی کامل می گشتم . به هندوستان رفتم وزن زیبایی را دیدم . گفتند: پس چرا درخواست ازدواج نکردی؟ گفت : چون شناخت درستی از زندگی نداشت. به چین رفتم زنی را دیدم که شناخت درستی از زندگی داشت. گفتند: پس چرا درخواست ازدواج نکردی؟ گفت : چون زیبا نبود. به ایران رفتم، زنی را هم زیبا دیدم وهم شناخت درستی از زندگی داشت. گفتند: پس چرا درخواست ازدواج نکردی؟ گفت :آخه آن هم دنبال انسان کاملی می گشت. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 20:38 توسط دختر مشرقی |
|
|
الهي توفيقم ده که بيش ازطلب همدردي، همدردي کنم بيش ازآنکه مرابفهمند ديگران رادرک کنم بيش ازآنکه دوستم بدارند، دوست بدارم زيرادرعطاکردن است که ميستانيم ودربخشيدن است که بخشيده ميشويم ودرمردن است که حيات ابدي مي يابيم التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 0:39 توسط دختر مشرقی |
|
|
رویاهای شرقی به جا مانده آدرس الکترونیکی دخترمشرقی رویا های شرقی به صندوق سپرده شده |
| درباره وبلاگ |
شخصی گفت:می خواهم خدا را ببینم .به او گفتم اگر به تو خدا را نشان بدهم ،لجاجت نمیکنی؟گفت :نه.گفتم به قانون"عمل وعکس العمل "توجه کن،قطعادر پشت پرده خبری
است که وقتی نواختی خواهند نواخت. *مرحوم استاد علامه محمد تقی جعفری سلام ،دوستان مهربان ، به سرای دختر مشرقی خوش آمدید. بروز رسانی های وسط هفته وبلاگ رویا شرقی شامل مناجات و ترانه یا قطعات ادبی می باشد. وفقط مطالب بروز شده روز جمعه فقط مد نظر برای نظر خواهی می باشد به همین علت است که نظرات وسط هفته غیر فعال می باشد.عطر گل یاس بدرقه را ه شما مهربان دوستان .........التماس دعا |
|
RSS
|