تبليغاتX
رویا شرقی
تو که نوشم نئی نیشم چرایی نمک پاش دلم ریشم چرایی

 

 

یک روزی  پری قصه ها برام آرزوکرد:

 

الهی ،هیچ وقت این اشک ها رو تو چشمات نبینم.

 

الهی که هیچ وقت غمگین نباشی.

 

ولی خوب...................

 

خبر نداشت این خودش که هر روز این دونه های اشک و تو چشمای من می نشونه ......

 

مهر85-بامداد00:30

 

التماس دعا 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 23:26  توسط دختر مشرقی | 

 

 

خواهر جونم پاکترین تبریکات و از من پذیرا باش

 

تولدت مبارک

 

خدا رو قسم به تمامی پاکی ها، به آرزوهای زیبا ت برسی

 

دوست دارم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:58  توسط دختر مشرقی | 

خدایا به حق آرامش این شب

به حق قرآنی که بر سر می گذاریم

ما را در دنیا و آخرت عاقبت بخیر بفرما

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 21:33  توسط دختر مشرقی | 

 

چند نفر می دونید که یک ساعت دیگه ما چه خبره؟...کجاییم.....چه کار می کنیم....چه جوری

 

 راه می ریم...می بینیم؟...حرف می زنیم؟؟....اصلا زنده هستیم؟؟؟؟؟

 

شبکه3 برنامه جذر مد چند شب پیش از یک زوج زن و شوهرخوشبخت و نمونه!! دعوت

 

کرده بود....نمی دونم چند نفرتون این برنامه رو دید اما قسمت جالب این برنامه که نظر منو

 

 به خودش جلب کرد این بودخانواده ای دخترشون رو با هزاران آرزو به خونه بخت می فرستند

 

 من شنیدم قشنگترین خاطره هر زوجی می تونه تولد بچشون باشه...عموما خاطره تولد اولین

 

 فرزند به یاد ماندنی ترین لحظات هر زوجی هست....

 

یک سالی از زندگی شاد دونفره شون می گذره حس می کنند جای نفر سومی تو زندگیشون خالیه

 

.9 ماه انتظار شیرین به پایان می رسه...مرد جون با همسرش به بیمارستان میرند تا باثمره ئ

 

 عشقشون به خونه برگردند....در این لحظات آدم به هر چیزی می تونه فکر کنه به غیر اینکه

 

 مادر جوون مجبور بشه با ویلچر به خونه برگرده!!!حالا بگذریم از اشتباهات پزشکی و......

 

مهم این جا بیخبری از فرداست....ندونستن قدر سلامتی خودمون،چه کسی از فردا خبر داره.چه

 

 کسی  اجازه می ده که پیش خودش فکر کنه فردا این سلامتی رو که حالا داره نداره....این کابوسه.....

 

اما می دونید خیلی ها همین الان ،همین سلامتی که من وتو داریم رو ندارند....خیلی ها از درد دارن

 

 به خودشون می پیچند...درد های نا علاج!!!!

 

گوش هاتونو تیز کنید....صدای محتاجان دعا که شفای بیمارانشونو می خوان رو می شنوید... دعا

 

 برای شفا..مادر گرمای کانون خانواده...پدر ستون خانواده....شوهر تکیه گاه زن....زن چراغ خونه

 

 مرد...فرزند چشم ودل پدر و مادر و.....هر کی داغ عزیز دیده باشه می فهمه من دارم چی می گم..

.

 حالا این عزیز داره ذره ذره  آب می شه.............

 

اَمن یُجیبُ المُضطَر اِذا دَعاه ُ و یَکشِفُ السوئ

 

          

 

خیلی وقت بود که به وبلاگش سر نزده بودم ...........تا اینکه چند روز پیش به سراغش رفتم تا

      

 یادی ازاین دوست  بگیرم....چشمم به آخرین پستش خورد ................

 

مگه باورم می شد................

   

  اگه می خواید بدونید موضوع از چه قرار اینم لینکش(زندگی صحراست سابق وحالا اسم وبلاگش

 

من زندگی را دوست دارم)...........بخونید......در یک جمله :مبتلابه سرطان شده

 

 این روزها،روزای مبارکی وخدا هم دعای روزه دار بی پاسخ نمی زاره ، بیایم واس همه بیمارها

 

دعا کنیم واز خدا بخوایم لباس عافیت به تنشون بپوشانه............شاید خیلی از شما این دوست

 

  عزیز و نشناسید .خوب اون هم آدمه....حق حیات دار..مثل من..مثل تو....این اتفاق واسه هر کدوم

 

 از ما امکان داره رخ بده...این کار از روی دلسوزی نیست ......بلکه حس می کنم یک وظیفه ....

 

خدا رو چه دیدید ....شاید من یک روز جای این دوست باشم..............

 

  ازخدا می خوام این دوست عزیز زودتر لباس عافیت وسلامتی رو بر تن کنه و دوباره به جمع

 

وبلاگ نویس ها برگردند...

 

                                        آمین یا رب العالمین  .......

 

پی نوشت :

خانمی تو روخدا اینقده نا امید نباش .........تو باید روحیه خودت حفظ کنی اگه بخوای به کسی

نگی ورو حیه ات ضعیف کنی که نمیشه اینم شد حرف که: می خام چند وقتی آروم

 و راحت زندگی کنم بعدش بمیرم .........مگه اسم وبلاگت نیست من زندگی را دوست دارم............ پس امیدت کجاست..........

امیدت بخدا باشه گلم..............یادت نره خدا خیلی بزرگه............

.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 2:12  توسط دختر مشرقی | 

 

 

 

 

خاطرات را باید کشت

 

اینک آغازدوباره زیستن است

 

دختر مشرقی  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:11  توسط دختر مشرقی | 

این مطلب یک جایی خوندم:

 

ديگران را چنان كه هستند بايد پذيرفت نه چنانكه تو دوست داري.

 

         بايد واقعيت آنها را در نظر گرفت و بيهوده براي

 

خود يا آنها رويا بافي نكرد بر پايه واقعيت ها بايد حركت كرد تا موفق شد

 

التماس دعا .نماز روزه های شما هم قبول

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 22:12  توسط دختر مشرقی | 
                                                  

 

 برادر رفت "

 

اشک در چشمان مادر جمع شد

 

من لبریز از: جایش خالی نباشد ها "

 

دختر مشرقی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 20:36  توسط دختر مشرقی | 

 

 

 

              فرا رسیدن بهار قرآن مبارک  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 0:17  توسط دختر مشرقی | 

نخل هایی که قد هم نبود ند !

بنام خدا وبنام خدا وخدا وخدا آنروز را آورده است


که نخل ها را بیافرینم


وازنسلی به نخلی ، برسد روزی که سرم را


خمپاره کشید ضامن


ودستم تا کجای این متن از خون گل آلود ، خرما گرفت؟


............. کو...


               * * * * * *
بنام خدا وبنام خدا وخدا وخدا هم نخل ها را


نفر به نفر به خاک بیندازد


با سری که نبود همراهم


اززبان نخل عصا گرفته در دَم :


ما چند پلاک بودیم که نسل به نخل


ایستاده


مُرد یم.
ازچوب ماهم اجازه دارید تابوتی به قد هم به تراشید تا روز مبادا برسد سر


ولحظه ای که سران را بالا ی خرمایی که هنوز شهد شهادت نگرفتند دادیم


ریش و قیچی دست خودمان نبود


آرایشگا ه جهان را آوردند تا خودشان ببرند و بپوشند !


جناب رئیس جمهور! اجازه داریم پای پیاده روی مین به سفر های هوایی برویم؟.


مقاومت کنین !


                                    * * * * * * * * * *


بنام خدا وبنام خدا وخدا وخدا راه را درپای چشم ما کبود کرد


تا استخوان از گلوی علی درآورد


وبر سرنخل ها چشم به نسل به ایستیم


برچاهی که صدایی ازآن درنمی آید فریاد، آه ه ه ه ه


این دیگر لحظه ی دنده های شکسته ام نبود


....با رمز یا فاطمه الزهرا!


دری نمانده باشد که روی پاشنه ی خرداد بغلطد؟


دری نمانده باشد که سینه برای سرفه های من خارج بزند


ودری که راه از نقطه ی آتش شروع شد ، بسته نمی ماند...


اجازه دارم بی بی ام را بخوانم؟

 

بنام خدا وبه نام خدا وخدا وخدا می داند ،دختران دشت عباس هم


آخر دری باید باشد تا کسی آن را بزند


پدر نخل ها بسوزد برای دختران دم توپ از جنوب تا جنوب تا


كمر ما خم نمی شد

اگراین جنگ به دریای شما هم بکشد


خط تبعید به رویای شما هم بکشد


اگراین حکم به دریای شمال افتاده


عاقبت رنگ به سیمای زغال افتاده


                       * * * * * * * * * *
خدا و خدا وخدا و خدا ، می داند


ساري شهر خرماي سقط شده است !؟


و مراآفریده اند که نخل ها را بالا بروم


به ماهیگیران لب شط خبر دهيم که به موج انفجار عادت ندارند


وَيا وَيا وَيا طعمه شدیم تا شکم


........ سیرمان کنيد آقا ؟

درتنم باز ، تنم باز، که مور افتاد ست


به خیالم سراین دام به تور افتاد ست


                       * * * * * * * * * *
بنام خدا وبنام خدا و خدا وخدا می داند که


یک نخل عقب ننشست …… ننشست!


خرمشهر صید لاغری نیست درگلوی هرمز


تا سر درآورند دوباره نخلهایی که قد هم نبودند


نبودی که چند سطر بدون پلاک بر بالای نخل نشسته! دیدی؟


هروقت ، حرف خرما شد بیاد سرهای بدون تن


یاد نخل سوخته در بستر 8 جنگِ جنگ، جنگ تا ... سردم نمی شود


حالاهرکیلورطب که به ضیافت ما می آید


......... اسم کدام خیابان شما نخل است

      

پی نوشت  

شعر بالا از  استاد احسان مهدیان- نویسنده وبلاگ هجوم ......

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 16:21  توسط دختر مشرقی | 
 
رویاهای شرقی به جا مانده
آدرس الکترونیکی دخترمشرقی
رویا های شرقی به صندوق سپرده شده
درباره وبلاگ
شخصی گفت:می خواهم خدا را ببینم .به او گفتم اگر به تو خدا را نشان بدهم ،لجاجت نمیکنی؟گفت :نه.گفتم به قانون"عمل وعکس العمل "توجه کن،قطعادر پشت پرده خبری
است که وقتی نواختی خواهند نواخت.
*مرحوم استاد علامه محمد تقی جعفری


سلام ،دوستان مهربان ، به سرای دختر مشرقی خوش آمدید. بروز رسانی های وسط هفته وبلاگ رویا شرقی شامل مناجات و ترانه یا قطعات ادبی می باشد. وفقط مطالب بروز شده روز جمعه فقط مد نظر برای نظر خواهی می باشد به همین علت است که نظرات وسط هفته غیر فعال می باشد.عطر گل یاس بدرقه را ه شما مهربان دوستان .........التماس دعا



پیوندهای روزانه
گلبانو××
غربت
همنفس××
تخریبچی دوران××
نگو من نگو تو فقط بگو من وتو
گره گم
خسته تر از همیشه
شور زندگی
دنیای فوتبال
جنون عشق
BOLODZER BOYS
آرال کامپیوتر
حمیدرضا جون "عشق"
ما سمپادی ها...
کالسکه نقره ای
نوشته های خزان وزرد
فستیوال
گفتمان
مسافر
مسافر دیار واهی
اسپانیش گیتار
کلوب
عشق تو یک نگاه:فقط سکوت
وبلاگ کامپیوتر تخصصی به فارسی
\\\ پسر ...... جهنمی ...... رشت ///
مرواریدی در خلیج همیشه نیلگون فارس
حرفهای خودمانی
پیک محبت
وبلاگ مازیار گیلانی
سیب زمینی
برای تو فقط به خاطر عشق تو
پسر مشرقی
گاهواره
سوداگرانه
حتی اگر"بهار "نیاید
عشق
اهدا عضو
اصالت
عشق رویایی من
عشق.دوستی .محبت
رویا خیال
قصه های هزار و یک شب
رویا بارون خورده
آریامهر
گلسرخ
قاتی پاتی
بهنمیر بلاگ
آبی تراز آسمون
کاخ تنهایی من
عشق گمشده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
آوای شمال
گناه مقدس
چشمه نور(من ومامان)
آوای دل(وبلاگ خودم و ساکنین کوچه اقا قیا )
همسایه
شب گریه
خاطره نبشته های یک دختر
شاهد عشق
عشق ماندگار
زندگی
من در سرزمین عجایب
مارمولک
چرت و پرت های با مزه
نمکپاش
خاله سوسكه
کلبه کوچک من
سیاره ناهید
غزل واره مرگ
جسد
ازامشب تا ابدبا همیم
حدیث تنهایی
قایم موشک
کلبه ی عشق
بـیـا ایـنـجـا هـمـه چـیـز هـسـت
یاد عشق
دریچه
خرابه رفیق
فصل نو
خفن حسام (پسر تنها)
2تا سوگلی
در فراق وطنم
زنجیر عشق
مکتب اصالت واژه
بلاتکلیف
کوه خاموش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





تعدادافرادبازدید کننده. تعداد افراد بازديد کننده

افراد آنلاين:
 

طراح: حیسن شجاعی