![]() |
![]() |
|
| تو که نوشم نئی نیشم چرایی نمک پاش دلم ریشم چرایی |
|
هوا سرد به طوری که باعث اومدن تگرگ شده اونم اندازه یک دونه عدس درشت دستامواز پنجره رو به اسمون می کنم تا دونه های تگرگ و مهمون دستام کنم تا کمی از گرمای درونم کاهش پیدا کنه اما بی فایده است.با هرچند خط تایپ یک بار نوشته ها رو ذخیره می کنم نمی خوام با قطعی برق نوشته ها پاک بشه ..گرچه اگه پاکم بشه خودم دیگه ناراحت نمی کنم ..حس می کنم دارم رو به روزمرگی پیش می رم غمگینی این ترانه منبه چندین سال پیش می بره .....ساعتها گوش کردم و گریه.......آخ ... اینگار واس من یکی خونده شده بودم وخیلی های دیگه....تموم خاطرات برام زنده میشه هم اتاقی هم اتاقی هم اتاقی ،برس به دادم اونی که دل و دینمو برده خیلی وقته نکرده یادم هم اتاقی ببین چگونه سیل اشکم شده رونه درد جان سوزمو به جز تو به خدا هیچکی نمی دونه هم اتاقی هم اتاقی هم اتاقی برو طبیب دل بیمارمو بیار بهش بگو عاشقش غریب مرده از رنج و انتظار ای عزیزم،ای عزیزم،برس به دادم اونی که دل و دینمو برده خیلی وقته نکرده یادم .........منو یاد هم اتاقی های خودم میندازه ...........دوستایی که همدرد و همزبون هم بودیم.اتفاقا فردای اون روز فاطمه بهم زنگ زد کد شهر خودمون افتاده بود هرچی اصرار کردم بیا خونمون نیومد گفت بیا می خوام ببینمت نمی خوام تو خونه باشیم....توراه یک دسته گل نرگس خریدم .وقتی دیدمش داشتم ازخوشحالی پر در می آوردم........گفت چته باخنده گفتم چیزیم نیست .... گفت من تو رومی شناسم از چشات میشه فهمید شایدم حق داشت 4 سال باهم بودیم هم دیگرو شناخته بودیم...وقتی برگشتم خونه این حس و داشتم کاش نمی دیدمش......دلم بدجوری گرفته بود نمی دونم واقعااینقدر تابلو هستم ولی.چند وقت پیش هم یکی از دوستام هم در پاسخ اس ام اس من: مردم این دوره زمونه مثل گل انارند ازدور جلوه دارند از نزدیک بو ندارند بهم گفت چرا همیشه اس ام اسات ناله دارنداز دنیا از مرد م وسرنوشت،بیا لبخند بزنیم بدون انتظارپاسخی از دنیا و بدان که روزی انقدر شرمنده می شود که با تمام سازهایمان خواهد رقصید !باور کن. خدایش منظوری نداشتم .نمی دونم چرا اصولا هر جور اس ام اس به اشناهات بدی مخصوصانزدیکات همشو ن منظور میگیرند ولی این دوست منم خوشه...چه می دونم شاید دنیا یک روز واسه من یکی برقصه میشه برام مثل غریبه شدی از این به بعد بهت میگم غریبه یا....وقتی واسس غریبه هم اس ام اس زدم :البته بی منظور...خدا جون خودت که می دونی / زندگی قصه ئ مرد یخ فروشی است که از او پرسیدن فروختی ؟ گفت نخریدند!ولی تموم شد. خودم که قاطی کردم ......کسی هست که این اس ام اس معنی کنه.................. حرف بابا هنوز تو گوشمه فردا روز نیایش فقط دعا کن .زیر لب با خودم گفت من نمی دونم آخه چه دعایی باید بکنم که برام خوب باشه یک بار که....استغفرالله...... امروزم که روز عرفه است منم روزه گرفتم فعلا هم نشستم دارم پریشان حالیمو تایپ می کنم.....می ترسم همه چی برام از روی عادت باشه.....چقدر همه اتفاقاتی که می افته رو بنا بر حکمت بذارم....خسته شدم ......گرچه اینو قبول دارم اشتباه کردم وقتی فکرشو می کنم چطور این اتفاق ها برامافتاده آتیش می گیرم ........نمی دونم! حس شکست می کنم بدجور دارم قافیه رو می بازم .........فقط ارزوی مرگ و دارم ولی وقتی نزدیکش میشم ترس وجودم میگیره البته از واژه مرگ نه دارم از خیابون رد میشم همچین مواظبم که ماشینی رد نشه .حالا نمی دونم اسمشو باید احتیاط بزارم یا ترس.اینومی دونم دیگه هیچ چیز مثل اولش نمیشه..........این منو ناراحت می کنه /آدم جالبی بود شناختی ازش نداشتم اونم همین طور بی مقدمه بهم گفت ادم حساس و زود رنجی هستی باید این ویژگی و کم کنی .تعجب کردم فقط گفت روپیشونی ادما نوشته و دیگه حرفی نزد مدتی که مجله موفقیت و می خونم ..نمی دونم چه طور خیلی از آدما یکهو دچار یکسری فرایند وتغییرات در زندگیشون میشند البته بعد خوندن این دسته مجلات و کتابها........ .نمی دونم والله بعضی ها ازچاپلوسیشونه یا ........همین سوال و هدی ازم کرد نمی دونستم چی بهش بگم ....خودم نه اینکه حالم خوبه همچین راهنماییش می کردم خودم خندم گرفته بودخدایش طبیعی اکثرما ادما درمانگر های خوبی واس دیگران هستیم ولی برای خودمون نهصدای مامانومی شنوم داره با اقاجونم حرف می زنه در مورد من : هر روز یک 10دقیقه ایی روزضه می خونه وقتی اروم میشه تموم می کنه.... خداجون خودت شاهدی که چند بار خواستم روضه نخونم اما نمی دونم چرا نمیشه ... نمی دونم چرا خفه نمی شم................... .می دونم ناراحتت می کنم می دونم مامان جون تو رو دارم اذیت می کنم ببخش دیگه.... یکار کنم من واس تو خواهری نگم به کی بگم .................... می خوام یک تصمیم گیری مهم بگیرم.....فقط نمی دونم چطور...این مشاور هم فقط شنونده حرفای من ....دو زار سواد نداره منم فقط واسه تخلیه خودم بهش زنگ می زنم اون که نتونست کمکم کنه........واقعا چطور می تونم همه جوانب و در نظر بگیرم.بهش گفته بودم برام دوست داشتن معنی کن ..........گفت حرف بی معنی نزن آخ که محتاج کمی درک بودم آمیخته با احساس و دوست داشتن ...همین...... مگه خواسته زیادی..... خدایا ! چی بگم................آهان ............ خدایا کمی آرامش بهم عطا کن عمرتون صد شب یلدا دلتون قد یک دریا ،توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما ،دل خوش باشه نصیبتون غم بمونه واسه فردا ،شب یلدا رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم. عید سعید قربان هم برشما مبارک التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 14:22 توسط دختر مشرقی |
|
|
رویاهای شرقی به جا مانده آدرس الکترونیکی دخترمشرقی رویا های شرقی به صندوق سپرده شده |
| درباره وبلاگ |
شخصی گفت:می خواهم خدا را ببینم .به او گفتم اگر به تو خدا را نشان بدهم ،لجاجت نمیکنی؟گفت :نه.گفتم به قانون"عمل وعکس العمل "توجه کن،قطعادر پشت پرده خبری
است که وقتی نواختی خواهند نواخت. *مرحوم استاد علامه محمد تقی جعفری سلام ،دوستان مهربان ، به سرای دختر مشرقی خوش آمدید. بروز رسانی های وسط هفته وبلاگ رویا شرقی شامل مناجات و ترانه یا قطعات ادبی می باشد. وفقط مطالب بروز شده روز جمعه فقط مد نظر برای نظر خواهی می باشد به همین علت است که نظرات وسط هفته غیر فعال می باشد.عطر گل یاس بدرقه را ه شما مهربان دوستان .........التماس دعا |
|
RSS
|